با افزایش رسانه‌های تبلیغاتی و همچنین رقابت روزافزون در تمام بخش‌های صنایع و خدمات، انجام تبلیغات کارا به مقوله‌ای مهمتر از پیش تبدیل شده است. این مطلب که آیا افزایش بودجه تبلیغات باعث افزایش میزان فروش می شود، پرسشی بسیار مهم است و اهمیت آن با توجه به اینکه هر مشتری بالقوه روزانه با هزاران پیام تبلیغاتی مواجه می‌شود و همچنین نتیجه‌گیری پژوهشگران مبنی بر اینکه مغز انسان در هر لحظه توانایی به خاطر آوردن تنها هفت نام تجاری را دارد، افزون می‌شود. تحت این شرایط قدرت نفوذ تبلیغات نیازمند بررسی و بازنگری مجدد است.

رسانه‌های تبلیغاتی
هنگام برنامه‌ریزی برای انجام یک کمپین تبلیغاتی، مجموعه بزرگی از رسانه‌های تبلیغاتی موجود است که باید از میان آنها انتخاب کرد. پاسخ به این سوال که کدامیک از رسانه‌های موجود برای انتقال پیام تبلیغاتی مناسب‌تر است، نیازمند انجام «تحلیل رسانه» است. تحلیل رسانه را می‌توان به صورت «تحقیق در اثربخشی نسبی و هزینه نسبی استفاده از رسانه‌های تبلیغاتی مختلف» تعریف کرد.
قبل از انجام بودجه‌بندی تبلیغات، لازم است تحقیقات بازاریابی در موارد زیر انجام شود:
تعیین مشتری‌های بالقوه
عادت‌های مطالعاتی و تماشای تلویزیون مشتریان
تعداد دفعاتی که مشتریان بالقوه باید با تبلیغات مواجه شوند
درصدی از بازار که تبلیغات باید آنها را پوشش دهد
تمام این اجزا‌ باید درنظر گرفته و متعادل شوند تا یک کمپین تبلیغاتی بتواند با هزینه‌ای منطقی و اثربخش روی مخاطبان مورد نظر تاثیر بگذارد. در این بین می‌توان تمایز عمده‌ای بین «رسانه‌های چاپی» و «رسانه‌های تصویری» قائل شد.

اهداف کمپین تبلیغاتی
ساخت تصویری قدرتمند از برند
شتاب دادن به گسترش بازار و سهم آن
تاثیرگذاری بر تصمیم خریدار
ارتقا‌ ارزش دریافتی مشتری
پشتیبانی از فروش و سایر ابزار ارتباطات
آموزش دادن مشتریان
یاد‌آوری محصول یا برند
جبران فروش از دست رفته
قراردادن محصولات در انظار عمومی
ارتقا‌ موقعیت رقابتی

تکنیک‌های رایج در تبلیغات
تکرار‌(Repetition): برخی شرکت‌ها بر این موضوع که محصولات‌شان به صورت گسترده شناخته شود تمرکز می‌کنند. برای این منظور آنها به سادگی تلاش می‌کنند تا از طریق تکرار، نام خود محصول را در خاطر مشتریان حک کنند.
تلقین (Bandwagon): با اشاره به این موضوع که محصول به صورت وسیعی استفاده می‌شود، تبلیغ سازان امیدوارند که خریداران بالقوه را متقاعد کنند.
شهادت‌(Testimonials): گاهی شرکت تلاش می‌کند تا کیفیت برتر محصولات خود را از طریق شهادت مصرف‌کنندگان معمولی، متخصص ‌‌یا هر دو تبلیغ کند.
فشار (Pressure): تلاش برای اینکه مردم سریعاً و بدون بررسی طولانی مدت کالایی را بخرند. مثلا از پیام‌هایی نظیر «الان بخرید، قبل از اینکه تمام شود» استفاده می‌کنند.
نسبت دادن‌(Association): اغلب شرکت‌ها تلاش می‌کنند تا محصولات خود را به چیزهای مطلوب نسبت دهند تا محصولات خود را همان اندازه مطلوب جلوه دهند. استفاده از مدل‌های جذاب، تصویر زیبا و سایر مولفه‌های بصری در این سبک تبلیغات شایع است.

فرآیند برنامه‌ریزی کمپین تبلیغاتی
۱. شناسایی و تحلیل هدف تبلیغات
۲. تعریف دقیق اهداف کمپین
۳. ایجاد یک بستر برای تبلیغات
۴. مشخص نمودن بودجه تبلیغات
۵. انتخاب و توسعه برنامه رسانه
۶. ایجاد پیام
۷. ارزیابی اثربخشی تبلیغات

دو نکته در طراحی تبلیغات
اولا هنگامی که تبلیغ جدیدی معرفی می‌شود، مدت زمانی طول خواهد کشید تا توجه مخاطبان را جلب کند. هرچه این تبلیغ خاص‌تر باشد، این زمان کوتاه‌تر است. برعکس، اگر تبلیغ مشابه سایر تبلیغات باشد، این زمان طولانی‌تر خواهد بود.
ثانیا یک تبلیغ‌ساز هوشمند همواره کمپین را با توجه به نحوۀ تبلیغات پیشین طراحی می‌کند تا از باقی‌مانده ذهنیت مردم حداکثر استفاده را بکند. این کار باعث می‌شود تا مخاطب روند فعالیت شرکت را به یاد بیاورد و تصمیم‌گیری‌اش تقویت شود.